محاکمة اللغتین

محاکمة اللغتین


شرح مختصر کتاب به نقل از وب سایت:
http://duzgun.ir

استاد ، کتاب «محاکمة اللغتین» امیر کبیر علیشیر نوایی را به صورت جامع و علمی تدوین کردند و پس از افزودن مقدمه و فهرست های چندگانه به انتهای‌ کتاب ، آن را برای انتشار آماده ساختند لیکن طبق قراری که با جناب دکتر محقق و پوهنیار هدایت (از ترکان کشور افغانستان) داشتند ، اجازه‌ی‌ چاپ و انتشار این کتاب را فقط برای یکبار در کشور افغانستان به ایشان واگذار کردند. لذا استاد قصد دارند که به زودی این کتاب گرانسگ را برای چاپ به یکی از ناشران داخلی واگذار کنند. استاد ، تصحیح و مقدمه نویسی بر این کتاب را از سال‌ها قبل آغاز کرده بودند لیکن به دلیل حجم بالای کارهای علمی، تدوین کتاب باقی مانده بود. پس از قراری که برای تدوین این کتاب منعقد کردند پس از تلاش بی‌وقفه‌ی شبانه روزی ، تدوین کتاب محاکمة اللغتین را در شهریور 1387به پایان بردند. در این کتاب پس از مقدمه، فصل‌های زیر را می‌توان مشاهده کرد:

1. برگردان فارسی تورخان گنجه‌ای.

2. آذری‌لشدیریلمیش متن.

3. متن تورکی چاغاتایی.

4. آوانویسی متن تورکی چاغاتایی.

5. افزوده‌ها که شامل: فهرست آیات و عبارات عربی، فهرست اشعار ترکی و فارسی، فهرست اعلام، مخزن واژگان ترکی (به الفبای عربی)، مخزن واژگان ترکی (به الفبای لاتین)، کتابنامه است.

در قسمتی از مقدمه‌ی استاد چنین آمده است:

«امیر کبیر، امیر علیشیر نوایی برجسته‌ترین شخصیت ادبیات ترکی جغتایی در قرن 9 هجری در آسیای میانه محسوب می‌شود. شیوه‌ی ادبی ترکی جغتایی که تا حدودی تحت تأثیر ترکی قاراخانی بود، در آن عصر، در هرات و سوی‌های آن و بسیاری از مناطق خراسان بزرگ گسترش و تکامل یافته بود.

تأثیر علیشیر نوایی بسیار گسترده بود. سرزمین چاغاتای زبانان را اگر مرکز بشماریم و خراسان بزرگ و ترکستان را جزیی از آن بدانیم، سعید خان کاشغری در ترکی قاراخانی در شرق این مرکز، محمد فضولی نیز در آذربایجان و عراق عرب و غرب این مرکز تحت تأثیر مستقیم امیر علیشیر بودند. از این رو، باید تأکید کنیم که امیر علیشیر مجموعه‌ی ادبیات ترکی عمومی از شرق تا غرب را مدیون خود ساخته‌ است.»



کتاب «محاکمة اللغتین» یکی از آثار ارزنده‌ی علیشیر نوایی در زمینه‌ی ترکی پژوهی است و بسیاری از ظرائف مصدرهای ترکی را در این کتاب کم حجم بازنموده است. از آن میان یکصد مصدر است که در زبان فارسی برای معنی کردن آن نمی‌توان معادل تک واژه‌ای پیدا کرد و حتما باید چند کلمه، عبارت و ترکیب را در کنار هم آورد تا بتوان آن را معنی کرد. مانند:

قارالاماق: یعنی به رنگ سیاه در آوردن.

اومونماق: یعنی هوس و آرزو در دل گرفتن.

کونده‌لتمک: در کشتی پای به پشت پای دیگری فشردن و او را برانداختن.



امیر علیشیر نوایی، خود در ابتدای کتاب می‌فرماید:

«مثلاً برای بیان دقایق و نکاتی که در صد کلمه‌ی زیر مندرج است، به فارسی کلمه‌ای موجود نیست، و فارسی‌زبانان از درک این معانی‌ محروم‌اند. برای تفهیم معانی لغات به آنان، ناگزیر از ایراد (بیان کردن) جملات دور و دراز خواهیم بود، آن هم به یاری کلمات عربی:

ساورولماق savrulmaq ← انداخته شدن؛ به وسیله‌ی یک نیروی خارجی پریدن و جستن.

چایقالماق çayqalmaq ← تکان خوردن و به حرکت درآمدن.

نیکه‌مک (نیکاماک) nikəmək ← با اظهار علاقه و توقع، کسی را بیزار و ناراحت کردن.

چیگره‌یمک (چیکریماک) çigrәymәk ← تنفر و به اصطلاح امروز ذوق زده شدن؛ پریدن خواب از سر.

قووارماق quvarmaq ← در اثر گذشت زمان، طراوت و رنگ و بوی خود را از دست دادن. . . . »



در انتهای کتاب محاکمة اللغتین ، امیر علیشیر نوایی چنین نوشته است:

«جوانان کم‌مایه‌ی تورک، نظر به آسانی زبان فارسی، به این زبان غزل‌سرایی می‌کنند. فی‌الحقیقة، اگر درست ملاحظه و تأمل کرده شود، با وجود وسعت و فسحت که زبان تورکی راست و ذکر آن گذشت، ابزار هنر و سخنوری و غزل‌سرایی در این زبان سهل‌تر خواهد بود. با این ملاحظاتِ شایسته چنان بودی که اهل ادب این طایفه، به زبان خود طبع‌آزمایی و هنرنمایی می‌کردند و به زبان غیر غزل‌سرایی را هنر نمی‌شمردند. و اگر به فارسی نیز شعرسرایی می‌کردند، تا بدین پایه در زبان خود طریق مسامحه نمی‌پیمودند. و اگر در این امر اصرار داشتند، لااقل به همان قدر که به فارسی شعر می‌گفتند به تورکی نیز رغبت می‌کردند.

این کار از حوصله‌ی عقل و خرد بیرون است که هنرمندان تورک، با آن‌که تورکی نوشتن در حیطه‌ی تسلط آن‌هاست، به فارسی می‌نویسند. راستی آنان‌‌که از تورکی نوشتن عاجز و درمانده‌اند و اگر خواهند به تورکی شعر سرایند، چنان خواهد بود که فارسی‌زبانی به تورکی شعرسرایی کند و پیش فصحای تورک آنچه سروده‌اند، خواندن نتوانند؛ زیرا که در هر جمله‌ای صد عیب و نقص پیش خواهد آمد. البته استعمال معانی بدیعی که در این زبان است برای مبتدیان در آغاز کار سهل نخواهد بود. مبتدیان در مقابله با این‌گونه دشواری‌ها سر بتابند و به راهی آسان‌تر گرایند و چون چندی بدین منوال گذرد، به این حال خوی گیرند و دیگر تورک این عادت بر آنان به سهولت امکان‌پذیر نمی‌گردد و آنان به این عذر متعذّر شوند، و بالنتیجه این مبتدیان نیز به گروه تورکان پارسی‌گوی پیوندند و این راه را باب طبع خود شناسند. مبتدیان آنچه نوشته و گفته‌اند، خواهند که بر اهل فن و اساتید خوانند و این خود عادت جمله‌ی صاحب‌قلمان است و چون اهل فن نیز هم‌چنان فارسی‌گویانند و از کلام تورکی بهره ندارند، جوانان تورک به فارسی سخن سرایند و سرانجام به سلک آنان درآیند.

خلاصه‌ی کلام آن‌که تفوّق زبان تورکی بر فارسی و وسعت میدان سخن در تورکی بالاخص در طریق نظم تاکنون شناخته و معلوم نبود و در نهان‌سرای کتمان فرو خفته بود و روی به فراموشی می‌گذاشت.»

Format Size
ZIP 3.2 MB Download